بنر 120 * 240
شیخ و مریدان 2 - همه چیز آماده دانلود
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دانلود بازی ، نرم افزار ، فیلم ، پروژه و . . . گزارش کارآموزی ، پروژه ، طرح توجیهی و پروژه کارآفرینی و پایان نامه
 
موضوعات
لینک دوستان
دیگر موارد


بازدید امروز: 353
بازدید دیروز: 294
کل بازدیدها: 6660941
 
شیخ و مریدان 2

ریز شیخ خواجوی‎

آورده اند روزی شیخ و مریدان در کوهستان سفر می کردندی و به ریل قطاری رسیدندی که ریزش کوه آن را بند آورده بودی!
ناگهان صدای قطاری از دور شنیده شد...

شیخ فریاد برآورد که جامه ها بدرید و آتش زنید که این داستان را قبلا بدجوری شنیده ام! و مریدان و شیخ در حالی که جامه ها را آتش زده و فریاد می زدند به سمت قطار حرکت کردندی.
مریدی گفت:" یا شیخ نباید انگشتمان را در سوراخی فرو ببریم؟"
شیخ گفت:"نه! حیف نان! آن یک داستان دیگر است!"
راننده قطار که از دور گروهی را لخت دید که فریاد می زنند، فکر کرد که به دزدان زمینی سومالی برخورد کرده و تخت گاز داد و قطار به سرعت به کوه خوردی و همه ی سرنشینان جان به جان آفرین مردند!
شیخ و مریدان ایستادند .
شیخ رو به مریدان گفت:" قاعدتا نباید اینطور می شد!"
سپس رو به پخمه کردی و گفت:"تو چرا لباست را در نیاوردی و آتش نزدی؟"
پخمه گفت:"آخر الان سر ظهر است!
گفتم شاید همینطوری هم ما را ببینند و نیازی نباشد!"

 

قوم بی خشتک !

روزی شیخ را مریدان از شش جهت محصور کردندی و اصرار که یا شیخا تفعلی زن که مارا به نرخ بنزین آگاه سازی که گرفتاریم و محتاج دمی از شما. که شیخ همی مجاب نگشت ولی به اصرار مریدان سر بر تفعل حافظ نهاد و خواند هزار .... مریدان که این سخن شنودند خشتک ها بر سر کشیده و دبه ها در خشتک نهاده و به قصد قربت به پمپ بنزینها هجوم آوردند و نشنیدند که شیخ همی گفت دشنم گر کند قصد هلاک / گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک . و اینگونه شیخ از این سرعت عمل مریدان به وجد آمد و فرمود گر جهت واجبات و محرمات نیز اینگونه سریع بودید ما را حاجت به لطائف الحیل جهت اقامه صلاه نبودی . اما مریدی نمانده بود که این سخن شیخ را گوش فرا دهد.پس شیخ فریادها برآورد و نفرینها بر این قوم بی خشتک نمود!!

 

کباب خوب است

روزی شیخ کباب غاز میل می‌نمود مریدان آمدند و از او پرسیدنت: یا شیخ! تو کباب میل می‌کنی حال که همسایه زیرینت سر گرسنه بر بالین نهاده؟
شیخ لقمه ای گرفت و آن را به زمین بیفکند و پایمال نمود. مریدان قبل از نعره کشی پرسیدنت: یا شیخ! چه کردی؟
شیخ فرمود: به همسایه ام بگویید این آن لقمه سهم او بود، زمین سفت بود رد نشد.
مریدان نعره ها بزدند و پایکوبی ها بکردند و سر ها به زمین بکوفتنت.


تاثیرات الخط

روزی شیخ مطلب کتابت می‌نمود، مریدان بر او فرو شدند و پرسیدنت: یا شیخ چگونه می‌شود موش را به هویت دیگری تغییر بداد؟
شیخ اندکی درنگ فرمود و در آخر فرمود: نقطه های شین را نگذارید.
مریدان عربده ها بکشیدند و بر سر ها بکوفتنت. از آنجا موس اختراع شد.



گنده خری

شیخ روزی در بازاری طعام خرید می‌نمود، مریدان شیخ را یافته و گفتنت: یا شیخ چه میخری؟
شیخ درنگی کرد و فرمود: مال خر می‌خرم، ما هر گوهی می‌خوریم شما باید از آن اگاه باشید؟
مریدان جمله را ثبت بکردند و نعره ها بکشیدند و مشت ها به دیفال بکوفتنت. و از آنجا شغل "مال خری" رایج شد


دانای کل

روزی مریدان شیخ را پرسیدند: یا شیخ، داناترین مردم نزد شما کیست؟
شیخ بی درنگ گفت: آن کس که از همه داناتر باشد.
مریدان خشتک ها مرطوب کرده کریه ها بکردند و نشتی ها پیدا کردند.



نویسنده : محمّد کشتکار ذوالقدر
تاریخ : شنبه 91/6/18
نظرات
 
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آرشیو مطالب